فال حافظ

فال حافظ

در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
صوفي ز کنج صومعه با پاي خم نشست
احوال شيخ و قاضي و شرب اليهودشان
گفتا نه گفتنيست سخن گر چه محرمي
ساقي بهار مي رسد و وجه مي نماند
عشق است و مفلسي و جواني و نوبهار
تا چند همچو شمع زبان آوري کني
اي پادشاه صورت و معني که مثل تو
چندان بمان که خرقه ازرق کند قبول
حافظ قرابه کش شد و مفتي پياله نوش
تا ديد محتسب که سبو مي کشد به دوش
کردم سوال صبحدم از پير مي فروش
درکش زبان و پرده نگه دار و مي بنوش
فکري بکن که خون دل آمد ز غم به جوش
عذرم پذير و جرم به ذيل کرم بپوش
پروانه مراد رسيد اي محب خموش
ناديده هيچ ديده و نشنيده هيچ گوش
بخت جوانت از فلک پير ژنده پوش

تعبیر فال : به وعده های دیگران دل نبند. تا زمانی که روی پای خود نایستی و اراده ای قوی نداشته باشی، نمی توانی آرزوهای خود را محقق کنی. با احتیاط رفتار کن. اسرار خود را با هر کس در میان نگذار.

برای گرفتن فال حافظ مجدد لطفا کلیک کنید.

Copyright © 2012 - 2018 | تمامی حقوق این وب سایت برای somagh.ir محفوظ است
طراحی و اجرا:somagh.ir